سردار شکست خورده، به مخروبه ای پناه برد و در گوشه ای آرام گرفت چشمش به مورچه ای افتاد که تلاش میکرد دانه ای را از دیوار بالا ببرد
مورچه مقداری که بالا میرفت، به زمین میافتاد و باز ناامید نمیشد و سعی داشت از دیوار راست بالا برود..
وقتی برای هفتادمین بار این عمل را تکرار کرد سردار او را له کرد و زیر لب گفت : مورچه ی ابله! آزمودن مسیری که قبلا به بن بست خورده خطاست..
[بارها و بارها تکرار یک عمل و انتظار داشتن نتایج متفاوت، حماقت است]
این وبگاه بروز نمیشود، برای دنبال کردن “بی قرار” به این آدرس بروید یا مشترک خوراک فید شوید
Advertisement