به پیشنهاد یکی از دوستان برای تفریح و رفع خستگی، سفر بروجن را پیش گرفتیم، از آنجایی که فصل تابستان هست و اینجا هوا گرمه و همیشه با تی شرت سر میکنم، با همان لباس، الک و ولک راه همسفر بچهها شدم وقتی به بروجن رسیدیم یادم به گزارشهای هواشناسی تلویزیون که مدت هاست نگاه نمیکنم افتاد.. بروجن بیشتر اوقات نام سردترین شهر ایران را یدک میکشید..
آدمی وقتی اشتباه میکنه اگه عاقل باشه یا سکوت میکنه یا به اشتباه خودش اعتراف میکنه و عذر میخواد.. برخی آدمها هستند که خود را عقل کل و بقیه را پپه میپندارند و در اینطور موارد، با فرار به جلو سعی میکنند دیگران را متهم کنند..
یک دختری هست که وبلاگ مینویسه! تا حدودی معروفه و جایزه پرمحتواترین وبلاگ پرشین را هم به خودش اختصاص داده.. سر موضوعی از من ناراحت شد و هر چی دلش میخواست بهم گفت و اما مهمترین نکتهای که در گفته هاش به چشم میخورد درخواست دوستی من از دختران وبلاگ نویس بود*.. به دو دلیل پاسخش را ندادم، اول اینکه ازم بزرگتره و من احترام به بزرگترها را الزامی میدونم
دوم اینکه ایشان خیر سرشان روزه میگیرند و اعصاب معصاب ندارند و با توجه به اینکه برخی ها در بین ملت روزه دار روزه را برای خدا میگیرند ولی منتش را سر خلق خدا میگذارند، از کنار آن پست سوت زنان! گذشتم
اما از یک مطلب نمیتونم بگذرم و آن اینه که طرف فکر میکنه سکوت من بخاطر این است که محکومم و حرفی برای گفتن ندارم..
ببین دخترک مغرور! من گربهات نیستم که هر طور دلت خواست با من بازی کنی، سلیطهگری را کنار بگذار و بگذار از کنار همدیگه بیتفاوت رد بشیم بصورتی که من بپندارم از اول تو را نمیشناختم و تو هم فکر کنی هیچوقت با شخصی همچو من مواجه نشدهای..
*گر مینخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیلهٔ دستان را
تو غره بدان مشو که میمی نخوری
صد لقمه خوری که میغلام است آن را